به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از یورونیوز، در پنلی با عنوان امیدبخش «انیمیشن: انسانیتر از همیشه»، کارشناسان از زاویهای نو به ماجرا نگاه کردند. هنری دابرز (فیلمساز شاغل در گوگل لبز) معتقد بود هوش مصنوعی میتواند ابزار خلق اثر را در دست سازندگانی در کشورهای محروم قرار دهد که هرگز توان خرید نرمافزارهای گرانقیمت را نداشتهاند. با این حال، او هشدار داد: «اگر از روی تنبلی از این ابزارها استفاده کنید، خروجی چیزی جز یک میانگین معمولی و کلیشهای نخواهد بود. ترفند کار این است که نگاه خود را به ماشین تزریق کنید، نه اینکه منتظر بمانید ماشین به شما ایده بدهد.»
همچنین بنجامین میشل، فنآور آمریکایی، از بعد اقتصادی به ماجرا نگاه کرد. او آیندهای را پیشبینی میکند که استودیوهای کوچک ۵ میلیون دلاری جایگزین غولهای ۵۰ میلیون دلاری شوند. او جملهای گفت که به مانیفست نشست تبدیل شد: «وقتی ماشین تمام بخشهای فنی را ببلعد، آنچه در نهایت باقی میماند، خود تویی؛ سلیقه، نگاه و امضای تو.»
اما مارک فلاناگان، مدیر پنل، به چالش ناخوشایند این موج اشاره کرد و گفت: فیلمسازان بزرگ به هوش مصنوعی پناه میبرند تا پروژههای دلی و بدون سرمایهگذار خود را بسازند، اما جوانترها میپرسند با این وضعیت، ما چگونه اولین شغلمان را در این حرفه پیدا کنیم؟
بیرون از چادر این نشست اما گفتگوها به پچپچ تبدیل میشود. هیچکس نمیخواهد به استفاده از هوش مصنوعی اعتراف کند؛ چرا که صنعت پویانمایی به تازگی بهای این صداقت را دیده است. چند هفته پیش، خورخه آر. گوتیرز، کارگردان سرشناس مکزیکی که سالها حامی انیماتورهای جوان بود، پذیرفت پروژهای را با حمایت مالی آمازون و به کمک هوش مصنوعی بسازد. واکنشها چنان بیرحمانه بود که او پس از دریافت تهدیدهایی علیه خانوادهاش، مجبور به کنارهگیری و عذرخواهی علنی شد.
لئو نویمان، مدیر یک استودیوی ۳۰ نفره در آلمان، این کارایی ادعایی را به چالش میکشد. او در فیلم جدیدش هوش مصنوعی را برای کارهای فنی مثل لیپسینک امتحان کرد و پشیمان شد: «برای یک تیم کوچک، تلاش برای همگامسازی این ابزارها زمان بیشتری را نسبت به روش سنتی هدر داد.» او میگوید نوشتن یک دستور (پرامپت) مثل استخدام یک غریبه در اینترنت است؛ خروجی آن هرچه باشد، مال تو نیست. او بهای صداقت را هم چشید؛ وقتی نام ابزارهای هوش مصنوعی را در تیتراژ فیلمش آورد، مخاطبان اکران آزمایشی در آنسی بلافاصله با اثر زاویه پیدا کردند: «موسیقی درست از لحظهای که میفهمید یک ماشین آن را نواخته، ارزشش را از دست میدهد.»
برای نسل جدید، دلهره عمیقتر است. کیکه گاسکا، انیماتور تازهکار مکزیکی میگوید هوش مصنوعی ابتدا به سراغ فریمهای میانی (کارهای روتین و فرساینده) میرود؛ یعنی دقیقاً همان پله اولی که نیروهای جوان با انجام آن کار را یاد میگرفتند و باسابقه ها تجربیاتشان را منتقل میکردند. با حذف این بخش، نردبان پیشرفت عملاً قطع میشود. راهکار جوانان؟ پناه بردن به کارهایی که ماشین از انجامش عاجز است؛ مثل متد استاپموشن، جایی که متریال واقعی و حتی اشتباهات انسانی، اثری غیرقابلکپی خلق میکنند. دلهره بزرگ این است که این هنر دستساز به یک گوشه دنج و لوکس محدود شود و فستفود ارزانقیمت هوش مصنوعی، غذای اصلی نسل بعدی گردد.
جید هوتن، از انجمن فرانسویزبان «ماشینهای خلاق؟» معتقد است دوقطبی شدیدی میان باورمندان متعصب هوش مصنوعی و مخالفان سرسخت آن شکل گرفته است. او میگوید دعوای اصلی بر سر ابزارهای کمکی قدیمی نیست، بلکه بر سر هوش مصنوعی مولدی است که روی آثار سرقتشده (بدون اجازه هنرمندان) آموزش دیده و هزینه زیستمحیطی هولناکی دارد؛ هزینهای که در این موج گرمای سوزان، گروهی از هنرمندان اروپایی را به این نتیجه رسانده است: «اگر قرار باشد آینده هنر ما از مسیر یک فاجعه زیستمحیطی بگذرد، این انیمیشن دیگر ارزش ساخته شدن ندارد.»